شانه به بندری
- کنگشانه، کتف، خرمای زردشده، دانهٔ خرمای نارس که هنوز رطب نشده، رطب کال و نرسیده، خرمای زرد یا قرمز رسیده پیش از رطب، شهری کوچک و چسبیده به بندر لنگه در شرق آن، کول، پهلو، خارک (مرحلهٔ پس از خمل که رنگ میگیرد)، خارک، مرحلهای که خمل تغییر رنگ میدهد و شیرین میشودهممعنی دقیق
- شنهشانههممعنی دقیق
- لیسیپوشش سر زنان (به جای مقنعه)، نوعی روسری یا دستمال سر زنان، روسری، روسری زرکوب زنان که دور گردن و شانه پیچیده میشود، روسری توری مشکی با تزیین خوس، روسری زرکوب زنان (= جلبیل)، روسری توری نازک ساده با تزیینات چاپی، شال توری مشکی با حاشیهٔ گلابتوندوزی، شال نخی نرم از جنس وال با رنگهای روشن، روسری توری سیاه (یک در دو متر) روی لچک، شال یا روسری سنتی زنان هرمزگاندر معنیها
