شعر و داستان بندری
دوبیتیهای صیادها، ترانهها، لالاییها، شروهها و قصههای شبنشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمهی فارسی و معنی واژهها با یک کلیک.
شعرهای بندری
دوبیتی، غزل و شعر نو بندری با ترجمهی خطبهخط
۴۲۷ اثر ←
داستانهای بندری
قصهها، افسانهها، خاطرهها و داستانهای دنبالهدار
۱۱۳ اثر ←
ترانههای بندری
ترانههای بندری و آوازهای شاد عروسی و دریا
۹۴۹ اثر ←
لالاییهای بندری
لالاییهای مادرانهی هرمزگان، سینهبهسینه
۲۶ اثر ←
شروه و شعرهای عامیانه
شروه، یزله، سوتوسینه، چیستان و شعرهای کوچهبازاری
۵۳ اثر ←
شعر برگزیده
مادر (دی سلامت می کنم)
سید محمد آواز · بهده (پارسیان)
دي سلامت مي كنم ، جو نم به قربون صدات
دي بدا دستم بگي ، شوم فداي خاك پات
بر مو دي صداي لالات ، مث نورن مث نورن
گرمي دستاي گرمت ، طپش قلب و حضورن
قسمتبهقسمت
همه ←
داستانهای دنبالهدار
📚 داستان دنبالهدار · ۳۸ قسمت
فولکلور
شروند (آواها و نواها) – رودان
فولکلور هرمزگان · رودان
سر راهت نشینم تا چه وقتِ به خون دل بسازم یک درختِبیا باد ای درخت اِ بن بگیزه که مه رورم ندیدُم هیچ وقتِ.
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۱۷ قسمت
یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی
صالح سنگبر · بندرعباس
یادِتِن روزُن رفتِه ی شهر خُ / تولَکُ نیشپلی ُ اُن مَهرِ خُیادتن پا بِگِلی مُای هَور / یادتن مُای تنوری تو تنوریادتن گازی ماکِه تُلُمپکا / پُسُ دُخت وا کِلِ هم دادا کا کایادتن مَحلَه سیاهُ گازی زار / یادتن سیزده بدر تو کادِهار
❤ ۰
👁 ۱
با ترجمه هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۱۶ قسمت
فاتک
اسمال · بندرعباس
فاتک با هربدبختی هسته دیپلم خو ایگفت ولی هرچه دنبال کار گشت نیتونست کاری گیر بیارت. فاتک جونه و اگه شخاسته خیلی راحت شتونسته توی شرکتون خصوصی کار پیدا بکنت. دوتا از رفیکون و…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۷ قسمت
فولکلور
چیستانهای رودانی (اصغر ضمیری)
فولکلور هرمزگان · رودان
سه پتنگ سه تا پتنگ،هرسه پتنگ نه یه پتنگ
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۶ قسمت
کیف چرمی
خالو مجید · بندرعباس
ظهر تابستونَ، هوا خیلی داغ هسته و کار کاسبی هم خراب. جمال با بدبختی ماشین ایزه تو پارکینگ و همیطو زیر لو فحش شدا ،خودش هم اینافهمی به که فحش ادادن ، به سازنده…
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۳ قسمت
نامههای غلی سیا و نازیلا
سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر) · بندرعباس
نامه غلی سیا به نامزد سرحدی اش سلام نازیلا سلامی چو بوی خوش آشنایی...
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
شعرهای بندری
همه ←
تازهترین شعرها
🎼 شعر
مصلی چار گاه زامردو ده چار (شعر وقفنامهٔ نخلها)
پدر حافظ عجور (از ساکنان بردول) · گاوبندی (پارسیان)
مصلی چار گاه زامردو ده چاردوتا لشت گزین از قبله خاربه وقف مسجد و محراب بردولحسینی داده این غیر از شریک دار
❤ ۰
👁 ۴
ترجمهی پیشنهادی
🎼 شعر
کور ارمنی
بیقرار کوخردی (عبدالخالق فرخزاد) · کوخردی (کوخرد، بستک)
کُوِر أَرمَنی جـاتِن زیـر دِههرکه کوخردین حَتماً تُو أُشدِدهِهمه مون باخبَرُم مُر تیـتِرشوأَفَهمُم کـه تـو خیلی سِنّ أُتِه
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی
🎼 شعر
گز پرو
بیقرار کوخردی (عبدالخالق فرخزاد) · کوخردی (کوخرد، بستک)
یادگاریش از زمانهای کهنای گِزِ پرو بگو با مو سخناستوارش سربلند و ماندگارتا که دنیا هِن تو هم بِش پایدار
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی
🎼 شعر
مادر (دی سلامت می کنم)
سید محمد آواز · بهده (پارسیان)
دي سلامت مي كنم ، جو نم به قربون صداتدي بدا دستم بگي ، شوم فداي خاك پاتبر مو دي صداي لالات ، مث نورن مث نورنگرمي دستاي گرمت ، طپش قلب و حضورن
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی
🎼 شعر
پاویز
سید محمد آواز · بهده (پارسیان)
تاوِستُــونا ، وَختِ رُطَب ، مَردُمِ بهـــده بار شـاکِهتِ بَنـدِ مُوهیا وُ فَسیل ، تا بُنگِ شُوم شُو کار شاکِهبَنــدِ بَلا و بَنــدِ زیــر ، پُرُت زِ مُوهیـــا وُ فَسیـلوَختِ بَهـــار ، دَشتُ وُ دَمَن پُرُت زِکاردُوُ وُ غسیـل
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی
🎼 شعر
آو آبی جنوب (شعری محلی درباره خلیج فارس)
سید محمد آواز · بهده (پارسیان)
مَی تُوُ بُگُم مُو از خلیـــج، خلیـــج فــارس نازنیناز آوِ آبیِ جنـــــوب، از جنـــَّـت روی زمیـــــنخیلی خَشِن ماهِین اُن، تِ سُفرهَیایِ چاشت و شُومچِقَــد خَشِن تـــو واخُورِش، آوِ خُنُک داخـلِ جُوم
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی
داستانهای بندری
همه ←
تازهترین داستانها
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
فرزانه (فرزو) و آلکس
پاپایا ایلزاده · هرمز
ای چیچکا براگردت به حدود سالون پیش وحتیکه پرتکالیو وارد جزیره هورمز بودن ؛ زمونیکه البو کرک بی آلکس یکی ازافسرون ارتشخو ماموریت ادت تا گشتی حول و حوش بندر بزونت .
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۱۶ قسمت
فاتک
اسمال · بندرعباس
فاتک با هربدبختی هسته دیپلم خو ایگفت ولی هرچه دنبال کار گشت نیتونست کاری گیر بیارت. فاتک جونه و اگه شخاسته خیلی راحت شتونسته توی شرکتون خصوصی کار پیدا بکنت. دوتا از رفیکون و…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
ملائی که راه مسجد گم ایکرده ....
چوک سیم بالا (غلامرضا دادنهال) · بندرعباس
راه بهشت ملائی راه مسجد گم ایکرده ، از کودکی که از اون طرف رد شبو ، ای پرسی ، فرزندم مسجد ای محل کجان ؟ کودک ایگو ، ته همی خیابون ،ب پیچ…
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
کصه ی « بخشش »
خالو مجید · بندرعباس
"بخشش" ماه رمضون هسته و ما هم طبق معمول به اجبار، روزه . اون روز زنگ آخر ورزش موهسته . تنها درسی که با تمام وجود بهش علاقه نشون مادا . فکر ماکه اگه…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
عصبانیت بیجا
خالو مجید · بندرعباس
اون روز صبح دیر از خو بیدار بودم . ساعت 5:15 شبوده و مه باید ساعت 6 برای تعویض شیفت اسکله رجایی هسترم. اگه 10 دیقه دیر رسیدرم غیبت امخارده . تند
❤ ۰
👁 ۴
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
یک خاطره
پاپایا ایلزاده · بندرعباس
یک خاطره و یک چیچکا یک رو صحب مواسته برم سرکار که مم ما از سر نونوایی هوند و ایگت که بپ خرم دو شو به رحمت خدا رفتی...و مه اومگفت خداش بیامرزت و…
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
آواهای مردم هرمزگان
همه ←
ترانه، لالایی و شروه
🎶 ترانه
رفتم اکریکی (بنگله کریکی)
محمدعلی غیرت بستکی · بستکی
رَفـتـُم أکـِـریـکـیباجُفتـی وپـیکیزَردَه شوم تنگیرفـتـم أکـریـکـی
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی
🎶 ترانه
آوارَه
ابراهیم منصفی (رامی) · بندرعباس
ناتونُم برَم، ناتونُم بِنینُمناتونُم بگَم، ناتُونُم بِگینُمچه گَپُنِ خاش که نابو بِگِیچه جا اُن خاش که نابو برِی
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی
🎶 ترانه
اسیر
ابراهیم منصفی (رامی) · بندرعباس
تو که مثل ِسایَه هَمرام اَستَریتو که هم دین و هم دنیام اَستریشُوُنِ تاریکی ، مهتابُم تبوتو خُو و خیال و رؤیام اَستَری
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی
🎶 ترانه
اسیر تو
ابراهیم منصفی (رامی) · بندرعباس
مه نادُنُم که چِطُوکا ، اسیر مِهر تو بودُمتو نادُنی که چِطُوکا ، وا چنگِ عشق مِه کَفتیتگفتَه زیر کَهورَم ، وا نُن و مَهوَت اَسازُمچه بو که جُنِ خو تُمدا ، ولی نَمُندی و رفتی
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی
🎶 ترانه
امید
ابراهیم منصفی (رامی) · بندرعباس
بیشتِر اَزی غمگین مَبَشبیشتِر اَزی زاری مَکُتو روی مردم خِنج مَزَنبیشتِر پِچِر کاری مَکُ
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی
🌙 لالایی
به کربنت بشم شادت بگردم (لالایی)
ابراهیم منصفی (رامی) · بندرعباس
بَه کُربُنِت بَشُم شادِت بگَردُمدِل و جُنُم نِنَه درمُن دردُمشُوِ سَرد و سیا دستِت وا گَرزنگمه مُرواریدُم و تو مِثل کالِنگ
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی
شعر یا قصهای بندری در خاطرت هست؟
لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصهای که شبها میشنیدی را با ترجمهی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.
