واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
دنبال چه واژهای هستی؟
واژهی بندری، معنی فارسی یا تلفظ لاتین را بنویس؛ نتیجه همان لحظه میآید.
۳٬۹۷۶واژه در واژهنامه
۲٬۹۲۴تأییدشده با چند منبع
۱۹دسته
۰پیشنهاد در صف بررسی
اصطلاح و عبارت
آ
Ā یا ey، آیِه حرف تعجب (مردانه)، آن، این
«آ ئی توکا؟»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۵
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَ بیکاری بَدوم اَتات چون زِرِنگوم
a bikâri bad-um atât čun zereng-um از بیکاری بدم میآید، چون زرنگم
«a bikâri bad-um atât čun zereng-um»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَ تَندای
atanday یا اَ انُدای میآید
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ا دست لولی کس خرده آهن ناچینت
e daste lovli kase xowrda āhen načeynt از دست آدم خسیس چیزی گیر آدم نمیآید
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آ را
اون ور
«آ را دِلُم»
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَ کُردای
akorday میکند
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ا نخورده و نبرده بگری درد گورده
e naxwrda -o- naborda beqeri dared qorda هنوز کاری نکرده با مشکلات زیادی روبرو شده
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَ واخُیت
a vâxoyt فرو میبرد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آب بیبی مریم
چشمهای در میناب که مردها حق نزدیک شدن به آن را ندارند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آبادیه
aabaadeeya آبادی بود
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَبار
یا هَهبار گردهافشانی نخل
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابارت
?abāret میبارد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَبازِند
میبازند
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آبخور
abxor سطح آزاد و بیرونی شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَبد
æbd چوبی کوتاه و عمود در جلوی دکل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابَرن
میبرند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آبُروم نَه تولَکْ اِتْکِ
abor-um-na tulak-etke آبرویم را در زنبیل کردی، آبرویم را بردی
هنوز بررسی نشده خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آبس
Abos حامله
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابغله
abJale نوعی قایق که مانند کوتیه است اما سینۀ پهنتری دارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابُم
میشوم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آبِنگ
âbeŋ ببند
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَبَنِن
abanen میبندند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابو ته دریا بری، پات تر نبوت؟
Abu-tahe-derya-berey-pat-tar-nabut آیا میشود ته دریا بروی و پایت خیس نشود، میشود ته دریا بروی و پایت خیس نشود؟
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابوت
?abut میشود
«یکی از ای غذائون که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف ابوت پکاره ن که…»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابودن
abooden میشود
«دلم بی شهر بندر تنگ ابودن»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابیمه
ebyeme نوعی مرجان کروی شکل است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُت
ot تو (شناسه)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَتا
ataa میآید
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اتات
atat میاید
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اتارم
atārum میآورم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
