پدر به بندری
- باپدر، مادر، بابا، مامان، بابابزرگ، پدربزرگ، مادر ما، خالت، عمت، ما، پدر (کلمه هندی)، پسر بزرگ، درمانگر بیماری زار، ماما زار، مرد اجراکننده و درمانگر مراسم زار، زن اجراکننده و درمانگر مراسم زار، مرد درمانگر و گردانندهٔ مجلس زار، زن درمانگر و گردانندهٔ مجلس زار، جادوپزشک درمانگر زار، منهممعنی دقیق
- بپپدر، بابا، پسر بزرگ، بابابزرگ، پدربزرگ، پدر (کلمه هندی)هممعنی دقیق
- داداخواهر، پدرهممعنی دقیق
- باپپدرهممعنی دقیق
- باوابابا، پدرهممعنی دقیق
