پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
متفرقه عبارت / اصطلاح 📍 گویش بندرعباسی

اَ بیکاری بَدوم اَتات چون زِرِنگوم

/a bikâri bad-um atât čun zereng-um/
تأییدشده · ۱ منبع

معنی فارسی

  1. از بیکاری بدم می‌آید۱
  2. چون زرنگم۱

مثال

  1. a bikâri bad-um atât čun zereng-um۱

    از بیکاری بدم می‌آید، چون زرنگم.

توضیحات تکمیلی

منبع فقط آوانویسی لاتین دارد؛ خط فارسی را ما نوشته‌ایم؛ جملهٔ نمونه

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۱

  1. ۱ بندری (دانشنامهٔ زبانها و گویشهای ایرانی، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی) دانشنامه · اعتبار بالا

تأییدشده · ۱ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.