اَ بیکاری بَدوم اَتات چون زِرِنگوم
مثال
-
a bikâri bad-um atât čun zereng-um۱
از بیکاری بدم میآید، چون زرنگم.
توضیحات تکمیلی
منبع فقط آوانویسی لاتین دارد؛ خط فارسی را ما نوشتهایم؛ جملهٔ نمونه
a bikâri bad-um atât čun zereng-um۱
از بیکاری بدم میآید، چون زرنگم.
منبع فقط آوانویسی لاتین دارد؛ خط فارسی را ما نوشتهایم؛ جملهٔ نمونه
ریشهی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر میدانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وامواژهی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژهی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، اینجا با نام شما میآید.
تأییدشده · ۱ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعهی گویشوران تأیید کردهاند.
معنی دیگری میدانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال میشود و ۳ امتیاز میگیرید.
برای پیشنهاد وارد شویدهنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.
کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطرهای دارید؟
هر جمله، واژه یا جوابی که میفرستید، بعد از تأیید استادهای زبان بندری به مترجم و واژهنامه اضافه میشود.
ممنون! بعد از تأیید استادها اضافه میشود.
نخستین نفری باشید که مینویسد