زار به بندری
- گرهکوماده دودکردنی خلسهآور در مراسم زار، دوای مخصوص زاران که در دورهٔ حجاب به تن بیمار میکشند، معجونی از بیستویک ماده که بابا یا ماما شبها به تن بیمار میمالددر معنیها
- کسرنوعی ساز کوبهای، نوعی دهل کوچکتر از دهل اصلی، نوعی دهل در مجلس زاردر معنیها
- دنگجوک، دانه، سفره و مجلس بازی برای زیر کردن باد زاردر معنیها
- لیوایکی از بادهای اهل هوا (زار)، نوعی دهل دوسر، نوعی موسیقی گروهی در مراسم زار که موسیقی درمانی شمرده میشود، مراسمی مشابه زار همراه با سازهای ضربی و آوازدر معنیها
- حجابدورهٔ چندروزهٔ دور نگهداشتن بیمار زار از چشم نامحرم (در کپری کنار دریا)در معنیها
