پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
متفرقه اسم 📍 گویش بندرعباسی📍 گویش هرمزی

گرهکو

/gerahkoo/
تأییدشده · ۳ منبع

معنی فارسی

  1. ماده دودکردنی خلسه‌آور در مراسم زار۱
  2. دوای مخصوص زاران که در دورهٔ حجاب به تن بیمار می‌کشند۲
  3. معجونی از بیست‌ویک ماده که بابا یا ماما شب‌ها به تن بیمار می‌مالد۳

توضیحات تکمیلی

اصطلاح آیین زار در هرمزگان؛ از ریحان، زعفران، بوخش، هل، جوز، زبان‌جوجه، گشته، شیرهٔ خرما، گل سرخ و تنباکو (به نقل از ساعدی)

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۳

  1. ۱ گپ و گویش بندرعباسی (هرمزگانی) وبلاگ · اعتبار متوسط
  2. ۲ جایگاه آیین‌ها در درمان بیماری‌ها با مقایسهٔ آرای مالینوفسکی و الیاده… (مطالعهٔ موردی: آیین زار در هرمزگان و خوزستان) (سعید زاویه، مهدی اصل‌مرز، ایرج داداشی؛ پژوهش‌های انسان‌شناسی ایران، ۱۴۰۰) مقاله · اعتبار بالا
  3. ۳ مؤلفه‌های بینش اسطوره‌ای در مراسم «زار»: نمونهٔ موردی زار در بندرعباس (پژوهشنامهٔ فرهنگی هرمزگان، ش ۶ و ۷) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۳ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.