پیچ به بندری
- طوپیچ، پیچاندن، پیچش، حلقههممعنی دقیق
- برغیپیچهممعنی دقیق
- دواراستوانهای فلزی که با پیچ و مهره بر روی سطح لنج نصب میشود و با چرخاندن چوب، وسیله جمع کردن طنابها، زنجیر لنگر به دور آن میپیچد و…، وسیلهای چرخمانند در سینة لنج، کلون در (در چوبی قدیمی)در معنیها
- بلتغرق شدن، جسم سنگین که در آب فرو رود، سرب قلاب ماهیگیری، جسم سنگین آبدوز، سرب قلاب، وزنه قلاب ماهیگیری، وزنه اندازهگیری عمق آب دریا، این وزنه به طنابی متصل است و در جاهایی که احتمال میرود عمق آب کم باشد به دریا…، وزنهای سربی که به خیط میبندند تا پرتاب آن راحتتر شود، پیچ و مهرهدر معنیها
