پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

ماهیگیر خسته

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ناشناس 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یَ اسمُن ستاره رُو گُنبــدُون منـاره

آسمانی پر ستاره روی گنبدهای مناره

یَ زندگی ساده رُو کَرگین رُو گُفاره

زندگیِ ساده‌ای در کرگین (کلبهٔ نخلی) و روی «گفاره»

یَ دیــریا پُر َ ماهی ، یَ اسکــله یَ راهی

دریایی پر از ماهی، اسکله‌ای و راهی

دلت بزن بَ دیریا ، پُشت بُکن وا سیاهی

دلت را به دریا بزن، پشت کن به سیاهی

یَ جاده راه باریــک ،یَ شُو سرد ُو تاریک

جاده‌ای، راهی باریک، شبی سرد و تاریک

تُو ای همیشه وا مِه مه دُورم ُو تو نزدیک

تو همیشه با منی؛ من دورم و تو نزدیک

یَ ماهیگیر خسته ، یَ کایکِ شکسته

ماهیگیری خسته، قایقی شکسته

یَ تُور پاره پاره کــه روی مُشتــــا بَسته

تورِ پاره‌پاره‌ای که روی مشتا بسته

یَ ناخُــــدا یَ جاشُو تُوی سیاهی شُــــو

ناخدایی، جاشویی در سیاهیِ شب

آخ که چه دُورَ ساحل بُکی شُو اَخا تُوی هُو

آخ که ساحل چه دور است؛ شبِ تمام در آب فرو می‌رود

بگینی بی خُدا خُو ، تو مُوج ُو باد ُ بارون

خدا را برای خودت ببینی، در موج و باد و باران

تُو لُونَه پرنــــــــده تُو شاخـه ی کُنــارُون

در لانهٔ پرنده، در شاخهٔ کُنارها

بگینی بی خدا خُو تو برگُ ون نیلوفَر

خدا را برای خودت ببینی، در برگ‌های نیلوفر

تُو آســــمُن ابی تُو چشمون کمـــوتَر

در آسمانِ آبی، در چشمانِ کبوتر

شاعر
ناشناس
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.