غزل فهیمه نظری (بیتهای بندریآمیز «تگم بدو واکل»)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی فهیمه نظری 📍 هرمزگان (نامشخص)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
نگو زبان مرا ... بس کن بهانه مگیر قبول، مثل گذشته «تَگُم بُدو واکِل»
نگو زبانِ مرا... بس کن، بهانه نگیر قبول، مثلِ گذشته «میگویم بیا همراهم»
«بُدو بُدو چه تَوا از مِه؟ رو مگه خو بِگَه» «بِگه که خاطِر مِه ...» خب بگو نکن دل دل!
«بیا بیا، از من چه میخواهی؟ خجالت نکش، خوب بگو» «بگو که مرا دوست داری...» خب بگو، دلدل نکن!
- شاعر
- فهیمه نظری
- گویش
- هرمزگان (نامشخص)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد فهیمه نظری است.
یادداشتها
دو بیت از غزلی فارسی با پارههای بندری؛ منبع مقاله: نظری ۱۳۹۳: ۱۶ (بیشکر بیقند). پانوشتهای مقاله (معنی پارههای بندری): «تگم بدو واکل» = میگویم بیا همراهم؛ «بدو بدو چه توا از مه؟ رو مگه خو بگه» = بیا بیا از من چه میخواهی؟ خجالت نکش خوب بگو؛ «بگه که خاطر مه» = بگو که مرا دوست. شاعر معاصر ← گزیده؛
نخستین نفری باشید که مینویسد