پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

مدال افتخار

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ناشناس 📍 میناب

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

همیشه بناز به مینو

همیشه به میناب بناز

وُ به آ مغُون بلندی

و به آن نخل‌های بلند

ای هما نقطه ی جنوبِن

این همان نقطهٔ جنوب است

که همَه بهشت اگندی

که می‌گویی همه‌اش بهشت است

به خدا ایجا بهشتن

به خدا اینجا بهشت است

چون دلِ مردمی گرمِن

چون دلِ مردمش گرم است

جلوِ دلونِ ای شهر

جلوی دل‌های این شهر

روی خورشید پُرِ شرمِن

روی خورشید پر از شرم است

مِث مردمُون مینو تو بگه بگه کجا هَه

مثلِ مردمِ میناب را تو بگو، بگو کجا هست؟

اگه ایجا رونقی نین به خدا ایجا صفا هَه

اگر اینجا رونقی نیست، به خدا اینجا صفا هست

مِه مدال افتخارُم یَتا بند گل یاسمینِن

مدالِ افتخارِ من یک رشته گلِ یاسمن است

مینووُم لوُت چه خُشکِن بی چه رنگ و پَریدِن روت

مینابِ من، لبت چه خشک است؛ چرا رنگ و رویت پریده؟

بی چه مود و شو زِ باغات دِگه شوز نَن و سفیدِن

چرا موی باغ‌هایت دیگر سبز نیست و سفید شده؟

بی چه رو سینه و دشتت ایی همه زخم و شِکافِن

چرا روی سینه و دشتت این‌همه زخم و شکاف است؟

هیله هو دادِن به ای شهر بهتر از هزار تا آهِن

کمی آب دادن به این شهر بهتر از هزار آه است

گپ بی هویی شهرُم گپ امروز صبا نَن

حرفِ بی‌آبیِ شهرم حرفِ امروز و فردا نیست

حق گتِن از صاحب حق به خدا ، ایی تو روا نَن

حق گرفتن از صاحبِ حق، به خدا، این روا نیست

تا همیشه تا تو دنیام ، اسم مینوو اَزنُم جار

تا همیشه، تا در دنیایم، اسمِ میناب را فریاد می‌زنم

ای خدا به شهر جُونُم خودت بِبَه یار

ای خدا، برای شهرِ زیبایم خودت یار باش

مِث مودمُون مینو تو بگه بگه کجا هَه

مثلِ مردمِ میناب را تو بگو، بگو کجا هست؟

اگه ایجا رونقی نین به خدا ایجا صفا هَه

اگر اینجا رونقی نیست، به خدا اینجا صفا هست

مِه مدال افتخارُم یَتا بند گل یاسمینِن

مدالِ افتخارِ من یک رشته گلِ یاسمن است

مینووُم لوُت چه خُشکِن بی چه رنگ و پَریدِن روت

مینابِ من، لبت چه خشک است؛ چرا رنگ و رویت پریده؟

بی چه مود و شو زِ باغات دِگه شوز نَن و سفیدِن

چرا موی باغ‌هایت دیگر سبز نیست و سفید شده؟

بی چه رو سینه و دشتت ایی همه زخم و شِکافِن

چرا روی سینه و دشتت این‌همه زخم و شکاف است؟

هیله هو دادِن به ای شهر بهتر از هزار تا آهِن

کمی آب دادن به این شهر بهتر از هزار آه است

شاعر
ناشناس
گویش
میناب
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده؛ شعر/ترانهٔ معاصر در ستایش میناب و گلهٔ خشکسالی (بند ترجیع تکرار می‌شود). ترجمه ندارد؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.