پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

شروهٔ محیا: «خدایا که زمانه مفلسم کرد»

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی سید محی‌الدین «محیا» بستکی 📍 بستک

این اثر هنوز ترجمه‌ی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمه‌ی ماشینی واژه‌به‌واژه از واژه‌نامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

خدایا که زمانه مفلسم کرد

خدایا که زمانه چوبی ضخیم و بلند که دو سوراخ دارد و بر روی «بیست» قرار می‌گیرد کرد

طلا بودم که حالا با مسم کرد

طلا بودم که حالا با مسم کرد

طلا بودم سر دست بزرگان

طلا بودم نوعی النگو با برجستگی‌های شیاردار (مگافیل) بزرگان

که حالا کمترینِ مجلسم کرد

که حالا کمترینِ مجلسم کرد

شاعر
سید محی‌الدین «محیا» بستکی
گویش
بستک

با مجوز آزاد منبع بازنشر شده است. حقوق اثر نزد سید محی‌الدین «محیا» بستکی است.

یادداشت‌ها

منبع مقاله: (حبیبی، ۱۳۸۶: ۲۵)؛ مقاله آن را نمونهٔ درونمایهٔ بی‌وفایی دنیا آورده (= حبیبی، احمد (۱۳۸۶). محیا شاعری از جنوب. شیراز: نوید). محیا بستکی (سید محی‌الدین) به گفتهٔ همین مقاله (ص ۱۳۵) «در عصر صفویه» می‌زیست (مقالهٔ cfl ۱۳۹۸ نیز او را شاعر قرن ۱۱ قمری می‌داند) → بیش از ۳۰۰ سال از درگذشتش گذشته؛ مالکیت عمومی (مقالهٔ شافعی‌پور، فروغ وحدت ۱۳۹۵، دوران حیات او را ۱۰۰۵-۱۰۹۸ق می‌دهد). شروه (دوبیتی) که در آیین چهاردهمی (۱۴ صفر، میناب و دیگر نقاط هرمزگان) خوانده می‌شود؛ زبان فارسی با واژه‌های محلی؛ بی‌ترجمه. [ص 127 مجله] | نام شاعر در منبع/فایل اولیه: «محیا بستکی (سید محی‌الدین)»؛ یکدست شد.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.