مواتن ای زمون شیدا بگردم
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی ناشناس 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
مواتن ای زمُون شیدا بگردُم
میخواهم در این زمانه شیدا بگردم
غریب و گُم بودُم پیدا بگردُم
غریب و گم شدهام؛ میخواهم پیدا شوم
دلُم مث پرستوی اسیرن
دلم مثلِ پرستویی اسیر است
دو دستُم خالی و خیلی فخیرن
دو دستم خالی است و خیلی فقیرم
بلندیش به کَد موز ابودن
بلندیاش به قدِ درختِ موز میشود
غمی مَستن فراوُن در فراوُن
غمی دارم فراوان در فراوان
اَترسُم بارشش سیِلی ببارت
میترسم بارشش سیلی ببارد
زمستون نه اُونم فصل بهارُن
زمستان هم نیست، فصلِ بهاران است
- شاعر
- ناشناس
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
سراینده در صفحه ذکر نشده؛ ارسال: محمد مذنبی؛
نخستین نفری باشید که مینویسد