پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

غار ازنم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ابراهیم منصفی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

سَرُم وا دیوار اَزَنُم

سرم را به دیوار می‌کوبم

داد اَکُنُم جار اَزَنُم

داد می‌کنم، فریاد می‌زنم

وای اَکُنُم آه اَکَشُم

وای می‌کنم، آه می‌کشم

اَز تَه دِل غار اَزَنُم

از تهِ دل فریاد می‌زنم

بی خو پَدیدار اَکُنُم

خودم را پدیدار می‌کنم

یادِ خاش ِیار اَکُنُم

یادِ یارِ خوبم را می‌کنم

اَز خُو ِخرگوشی شُو

از خوابِ خرگوشیِ شب

بِی هَمَه بیدار اَکُنُم

همه را بیدار می‌کنم

خافتِن و خاردِن بَسُمِن

خوابیدن و خوردن بسم است

هَر چه کِه دَردِن بَسُمِن

هر چه درد است بسم است

مَوا جَوُنی بُکُنُم

می‌خواهم جوانی کنم

پیری و مُردِن بَسُمِن

پیری و مردن بسم است

یاور بی یارُن اَبُم

یاورِ بی‌یاران می‌شوم

کاره ی بی کارُن اَبُم

کارِ بی‌کاران می‌شوم

بِی هَمَه جا سوز اَکُنُم

همه‌جا را سبز می‌کنم

اَبر پُر از بارُن اَبُم

ابری پر از باران می‌شوم

مَردُم ما روشن اَبِن

مردمِ ما روشن می‌شوند

تفتَه تِر از آهن اَبِن

تفته‌تر از آهن می‌شوند

دَستُ خو زَنجیر اَکُنِن

دست‌هایشان را به هم زنجیر می‌کنند

تیر دِل دُشمَن اَبِن

تیری در دلِ دشمن می‌شوند

شاعر
ابراهیم منصفی
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.