فلفلکو
سرودهی خالو مجید 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
به مه از سرخی لاله از نسیم صبح گاهی تو بگَه
برایم از سرخیِ لاله، از نسیمِ صبحگاهی بگو
بگه از ماه و ستاره ، بـــــه مـــــــه از نِم نِم بارون
از ماه و ستاره بگو، برایم از نمنمِ باران
توی بند بند مغون و کـــــــل سوارون تـــــــو بگه
در بندبندِ نخلها و از کَلسوارها بگو
مگه از دروغ و زشـــــــتی و پلــــــیدی و جــــــفا
از دروغ و زشتی و پلیدی و جفا نگو
بگه از شعــــــــر و غـــــــزل ، ترانه و صلح و صفا
از شعر و غزل، ترانه و صلح و صفا بگو
بگه از نوروز و چـــارشنبه ســــوری، سیزده بدر
از نوروز و چهارشنبهسوری و سیزدهبدر بگو
چندتا سیم وا دار مُغ ســــــــر بــــــلاسی ماکه
چند تا سیم به چوبِ نخل، «سربلاسی» درست میکردیم
مـــــاساخت و هــــــوا مـــــادا کاغذی و فَلفَلکو
کاغذی (بادبادک) و فرفره میساختیم و هوا میکردیم
وختی کوچکــــتر اریــــــم گُـــرگـــا و دلی دیلی
وقتی کوچکتر بودیم، «گرگا» و «دلیدیلی»
- شاعر
- خالو مجید
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.
نخستین نفری باشید که مینویسد