پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

فلفلکو

سروده‌ی خالو مجید 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

به مه از سرخی لاله از نسیم صبح گاهی تو بگَه

برایم از سرخیِ لاله، از نسیمِ صبحگاهی بگو

به مه از درخت و گل ، مشتا و مــــــاهی تو بگه

برایم از درخت و گل، از مشتا و ماهی بگو

بگه از ماه و ستاره ، بـــــه مـــــــه از نِم نِم بارون

از ماه و ستاره بگو، برایم از نم‌نمِ باران

توی بند بند مغون و کـــــــل سوارون تـــــــو بگه

در بند‌بندِ نخل‌ها و از کَل‌سوارها بگو

مگه از دروغ و زشـــــــتی و پلــــــیدی و جــــــفا

از دروغ و زشتی و پلیدی و جفا نگو

بگه از شعــــــــر و غـــــــزل ، ترانه و صلح و صفا

از شعر و غزل، ترانه و صلح و صفا بگو

بگه از نوروز و چـــارشنبه ســــوری، سیزده بدر

از نوروز و چهارشنبه‌سوری و سیزده‌بدر بگو

ماره سرخون ماره ایسین که هورمودر مارفته

که سرخون می‌رفتیم، ایسین می‌رفتیم، که هورمودر می‌رفتیم

که وا هم توی شوون بی خُــــــووی گازی ما که

که شب‌ها با هم به جای خواب بازی می‌کردیم

چندتا سیم وا دار مُغ ســــــــر بــــــلاسی ماکه

چند تا سیم به چوبِ نخل، «سربلاسی» درست می‌کردیم

کــــــه وا روزنامـــــه و پیش و یخو چسپ اَمباوُو

که با روزنامه و پیش (برگِ نخل) و کمی چسبِ انبه

مـــــاساخت و هــــــوا مـــــادا کاغذی و فَلفَلکو

کاغذی (بادبادک) و فرفره می‌ساختیم و هوا می‌کردیم

شــــو مهـــــتاب هو هوضا ، کاغُورَ و نیشپیلی

شب‌های مهتاب، «هوهوضا»، «کاغوره» و «نیش‌پیلی»

وختی کوچکــــتر اریــــــم گُـــرگـــا و دلی دیلی

وقتی کوچک‌تر بودیم، «گرگا» و «دلی‌دیلی»

مخا غصه مگه افسوس که گذشــتن اون زمون

غصه نخور، نگو افسوس که آن زمان گذشت

بکو تو شکر خدا هر چی بشت موهستن نون

تو شکرِ خدا کن؛ هر چه باشد، نان داریم

شاعر
خالو مجید
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.