گل خوشبوی یار
سرودهی سید محمد آواز 📍 بهده (پارسیان)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
مَی بُگُم از لعلِ لب ، از زلف و گیسوی نگار
میخواهم بگویم از لعلِ لب، از زلف و گیسوی نگار
مَی بُگُم از ماه رخسـار و گل خوشـبوی یار
میخواهم بگویم از ماهِ رخسار و گلِ خوشبوی یار
قــد رعنـــای وِلُــم از دلـُم اُشبـُـردِه قـرار
قدِ رعنای یارم قرار از دلم برده
در میـونِ دشت گل مَی تُـوُ کَـدَم بِتنُـم دمی
در میانِ دشتِ گل میخواهم دمی قدم بزنم
همرهِ دلــدارِ خُـوم در دشت گل های بهـار
همراهِ دلدارِ خودم در دشتِ گلهای بهار
سَر اَ صحرا هانِسُم مُو همچو قیس عــامری
من همچون قیسِ عامری سر به صحرا میگذارم
از فــراق نرگسِ اُن چِشمِ زیبـــا وخُمـــار
از فراقِ نرگسِ آن چشمِ زیبا و خمار
اُن چـِــه اَنــدَر دِلُمِـن بُگُم برای گلعـــزار
آنچه در دلم است، برای آن گلعذار بگویم
از دلُش بر تو اَگو از صوت زیبــای هزار
که از دلش، با صدای زیبای هزاردستان، برایت میگوید
- شاعر
- سید محمد آواز
- منبع
- چشمه شمس بهده ↗
- گویش
- بهده (پارسیان)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد سید محمد آواز است.
یادداشتها
«شعری به زبان شیرین بهدهی»؛ امضا نشده، در وبلاگ شخصی سید محمد آواز. بدون ترجمه؛
نخستین نفری باشید که مینویسد