بندرعباس شهرومِن، موییفروشوم
معنی فارسی
- بندرعباس شهر من است. ماهیفروشم۱
مثال
-
bandar abbâs šahr-um-en müyiforüš-um۱
بندرعباس شهر من است. ماهیفروشم.
توضیحات تکمیلی
منبع فقط آوانویسی لاتین دارد؛ خط فارسی را ما نوشتهایم؛ جملهٔ نمونه
bandar abbâs šahr-um-en müyiforüš-um۱
بندرعباس شهر من است. ماهیفروشم.
منبع فقط آوانویسی لاتین دارد؛ خط فارسی را ما نوشتهایم؛ جملهٔ نمونه
ریشهی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر میدانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وامواژهی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژهی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، اینجا با نام شما میآید.
تأییدشده · ۱ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعهی گویشوران تأیید کردهاند.
معنی دیگری میدانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال میشود و ۳ امتیاز میگیرید.
برای پیشنهاد وارد شویدهنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.
کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطرهای دارید؟
هر جمله، واژه یا جوابی که میفرستید، بعد از تأیید استادهای زبان بندری به مترجم و واژهنامه اضافه میشود.
ممنون! بعد از تأیید استادها اضافه میشود.
نخستین نفری باشید که مینویسد