پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
متفرقه صفت 📍 گویش قشمی

بی‌خار

تأییدشده · ۱ منبع

معنی فارسی

  1. تنبل (از ماهی بی‌خار۱
  2. غذای اهالی قشم)۱
اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۱

  1. ۱ نظام نامگذاری غیررسمی عامه در میان جزیره‌نشینان قشم (مصطفی ندیم؛ نامهٔ انسان‌شناسی، س۴ ش۷، ۱۳۸۴، ص۱۴۷–۱۶۰) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۱ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.