پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
صفت و حالت عبارت / اصطلاح 📍 گویش بندرعباسی

ده‌مرد

/Dah mard/
تأییدشده · ۳ منبع

املاهای دیگر ده مرد

معنی فارسی

  1. تسلط۲۳
  2. گیر کردن۱
  3. راه پس و پیش نداشتن۱
  4. محاصره کردن۲
  5. مغلوب کردن۲
  6. محاصره۳
  7. مغلوب۳

مثال‌ها

  1. ده‌مرد کردند۳
  2. ده‌مرد شد۳

توضیحات تکمیلی

منظور محاصره کردن است. مغلوب کردن و تسلط هم معنی می‌دهد.

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۳

  1. ۱ گپ و گویش بندرعباسی (هرمزگانی) وبلاگ · اعتبار متوسط
  2. ۲ جغد بندری — فرهنگ لغت بندری (۱ تا ۷) وبلاگ · اعتبار متوسط
  3. ۳ فهرست واژه‌های sirgap2 (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۲) سایر · اعتبار متوسط

تأییدشده · ۳ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.