وقت گرده چهمون کچلو پرده درده، وقت کار و بارن کچلو سر کنارن
معنی فارسی
- آدم تنپرور و آسایشطلب۱
توضیحات تکمیلی
معنی تحتاللفظی: وقت نان چشمان کچل دوخته به نان است ولی وقت کار کچل را نمیبینی
معنی تحتاللفظی: وقت نان چشمان کچل دوخته به نان است ولی وقت کار کچل را نمیبینی
ریشهی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر میدانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وامواژهی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژهی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، اینجا با نام شما میآید.
هنوز بررسی نشده واژههایی که فقط یک منبع دارند با رأی «ترجمه درست است» (دستکم سه رأی) یا بررسی ناظر، تأییدشده میشوند.
معنی دیگری میدانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال میشود و ۳ امتیاز میگیرید.
برای پیشنهاد وارد شویدهنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.
کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطرهای دارید؟
هر جمله، واژه یا جوابی که میفرستید، بعد از تأیید استادهای زبان بندری به مترجم و واژهنامه اضافه میشود.
ممنون! بعد از تأیید استادها اضافه میشود.
نخستین نفری باشید که مینویسد