واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
اصطلاح و عبارت
آ
Ā یا ey، آیِه حرف تعجب (مردانه)، آن، این
«آ ئی توکا؟»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۵
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ا دست لولی کس خرده آهن ناچینت
e daste lovli kase xowrda āhen načeynt از دست آدم خسیس چیزی گیر آدم نمیآید
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ا نخورده و نبرده بگری درد گورده
e naxwrda -o- naborda beqeri dared qorda هنوز کاری نکرده با مشکلات زیادی روبرو شده
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آب بیبی مریم
چشمهای در میناب که مردها حق نزدیک شدن به آن را ندارند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابارت
?abāret میبارد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَبد
æbd چوبی کوتاه و عمود در جلوی دکل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابُم
میشوم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابوت
?abut میشود
«یکی از ای غذائون که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف ابوت پکاره ن که…»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اتات
atat میاید
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
فعل و کار
اتام
at-ā-m میآیم، میام
«اتام فردا»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَتفه
ætfæ چوبی است که «شلمُن»، šælmon، را به بدنه لنج وصل میکند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آجا
ājā آنجا، اینجا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آچن
āčen آن چیست؟
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آدم نادُنِت وُکَم سازی بِچَمِد
ádam-nádonet-vokam-sázi-bečamed آدم نمیداند به کدام سازش برقصد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ادوزن
?aduzen میدوزند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ارنی
orni شال حریر سبز گلدوزیشده برای سر عروس
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آرور
?ārūr لثه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اریت
aret یا ارت خواهد رفت، میرود
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
از مغ بریت توتوک
az môγ berit tovtuk کم شدن اندکی از چیزی مشکلی ایجاد نمیکند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسب جنی ا طویله رد نابوت و دخته جنی از قبیله (کبیله)
asbe joni e tavila rad nabot -o- dohte joni az kabila اسب خوب و دختر زیبا خواستگار زیاد دارند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسپل
espol طحال، نوعی بیماری که با شیر شتر درمان میشود
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِستاپ
estap خلاصشدن موتورلنج یا قایق برای توقف
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِستان
estan حرکت لنج به سمت عقب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
استومه
estoma کفگیر، قاشق
در حال بررسی مینابیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِسکی
eski برآمدگی کنار «بیست» قایق
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِشکِروک
eškeruk سکسکه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
اُشکُم
uškum شکم، نوعی پیراهن زنانه
«اُشکُم درد»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اشکمی
eškomi زن حامله، آبستن
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اشکن
eškan سقط جنین
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اشورت
?ašorent میشوید
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
