پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

چول شوکرد (المنة‌لله)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی محمد سامی گزیری 📍 گزیر (بندرلنگه)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

المنةُ‌لله، که چه ‌معقول شوکرْدُ

المنةلله، که چه معقول کردند

آنان که به خوبان، همه مسئول شوکرْدُ

آنان را که خوبان‌اند، همه را مسئول کردند

شورا که مِدِدْ، هَفْتُخ شش بار، گزارش

شورا که هفته‌ای شش بار گزارش می‌دهد

اَهْ ایکدَه اقدام، که معمول شوکرْدُ

از اقدام‌هایی که کرده، که رسم کردند

خدمت مُدُنیتو، چِکدَک ‌اُشْههْ هَز‌ینه

خدمت‌هایشان را می‌بینی، چقدر هزینه دارد

مصرف‌ مبنیتو، چِکدَک پول شوکرْدُ

مصرف را می‌بینی، چقدر پول خرج کردند

هر یک وجب اسفالت، مفهمی به چه قیمت

هر یک وجب آسفالت را می‌فهمی به چه قیمت

از بهر تو و بندۀ شنگول شوکرْدُ

برای تو و بندهٔ شنگول درست کردند

کنتور که به یو، نصب شوکا، داخل خانه

کنتورِ آب را که داخلِ خانه نصب کردند

کنْچیلْ کرا هم، به تِرَکتُوْوْلْ شوکرْدُ

کوچه‌ها را هم کرایه‌ای به «ترکتوول» کردند

سُرْ جَدَّه گُلُپْ، ئیکدَه سُرْ دار، نهندو

سرِ جاده لامپ گذاشته‌اند سرِ تیر، [ولی] روشن نیست

وایر تلفن هم که همش مول شوکرْدُ

سیمِ تلفن را هم که همه‌اش «مول» کردند

سُردُو که هُدِن کبُّو به نچّال شُبُو دور

«سردو» که شد، «کبّو» به «نچّال» دور می‌شد

خلوُتْ دِگَهْ شهر، اَهْ تُرُهْ وُ تُوْلْ، شوکرْدُ

خلوتیِ دیگرِ شهر را هم از «تره» و «تول» کردند

اَهْ طرح محرم که مِگِنْ، یاو شِری، مِدْ

از طرحِ محرم که می‌گویند آبِ شیرین می‌دهد

کی مِدْ؟ به قیامت دگه موکول شوکرْدُ

کی می‌دهد؟ دیگر به قیامت موکول کردند

پُر یاو شِری، بُرْکهْ خُها وَخْتِه دُکارن

برکه‌ها پر از آبِ شیرین است، وقتی «دکارن»

فرقی دِگَهْ اُشْنِی، مگو انگول شوکرْدُ

دیگر فرقی ندارد؛ مگو که انگولک کردند

از بهر کشاورز کمک هم که دکارن

برای کشاورز هم کمکی که «دکارن»

شاید ضرری، بابت محصول شوکرْدُ

شاید ضرری بابتِ محصول کردند

خدمت نه فقط ‌کار و عمل کردُو به مردم

خدمت فقط کار و عمل کردن برای مردم نیست

در باب ‌سخن هم ‌قوقولی قول شوکرْدُ

در بابِ سخن هم قول و قرار کردند

در عرض خیابون که بَنا مانع چون ‌کوه

در عرضِ خیابان که بنا مانع است، چون کوه

هر یک وجبی ‌تا که نَشِنْ فول شوکرْدُ

هر وجبش را تا جا بود پُر کردند

تا کلْفِلَکوْ هر که مِشِدْ فول، بگردد

تا «کلفلکو» هر که می‌خواست پُر بگردد

اعصاب هَمِیکسْ دگه چون چول شوکرْدُ

اعصابِ همه را دیگر «چول» کردند

خوبنْ‌ که بَخاطِرْ دو سه تا آدم بد رُو

خوب است که به خاطرِ دو سه آدمِ بدرو

یک شهر گِرفْتارُ و گِنِی مُول شوکرْدُ

یک شهر را گرفتار و «گنی‌مول» کردند

دهها نفر ئیمانِع اُشْکشْتُ، که بعضی

ده‌ها نفر را این مانع کشته است، که بعضی را

چون ‌مُردُهْ مِگِنْ، ‌تا خُنُشُوْ، کول شوکرْدُ

چون مرده، می‌گویند تا خانه‌شان کول کردند

ئِیدَرْمُن اما نه دَوا، دَردِ عَظیمِنْ

درمان، اما نه دوا؛ دردِ عظیمی است

شاعر
محمد سامی گزیری
گویش
گزیر (بندرلنگه)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد محمد سامی گزیری است.

یادداشت‌ها

«شعر طنزی با گویش محلی گزیر تقدیم به شورای محترم روستایمان»، چاپ‌شده در نشریه جوان روستا ش۳ (۱۳۸۳)؛ امضا: محمد سامی گزیری ۱۲/۱/۱۳۸۳؛ فایل صوتی با دکلمه سامی. بدون ترجمه؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.