پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

کتل و کندر

سروده‌ی خالو مجید 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

قراره کوله وا کندر بزنیم

قرار است «کوله» و «کندر» برداریم

دلخو وا دیریای بندر بزنیم

دلمان را به دریای بندر بزنیم

قراره شاد بشیم و گل بگیم

قرار است شاد شویم و گل بگوییم

ترانه وا صوت بلبل بگیم

ترانه با صدای بلبل بخوانیم

سر سفره مهوه سوراغ موبشت

سرِ سفره مهیاوه و «سوراغ» داشته باشیم

نون رخته وا چای داغ موبشت

نانِ «رخته» با چای داغ داشته باشیم

غایه پسین رو تک ، سر سرا

وقتِ عصر روی تک (حصیر)، دمِ خانه

بساط کلیون همساده به راه

بساطِ قلیانِ همسایه به راه

لو دیریا گازی هفسنگ بکنیم

لبِ دریا «هفت‌سنگ» بازی کنیم

الکی وا هم دگه جنگ بکنیم

الکی با هم دعوا کنیم

ولی افسوس که گذشتن اون قرار

ولی افسوس که آن قرار گذشت

به همه شکشت و یا شدا فرار

همه یا آن را کشتند یا فراری‌اش دادند

دگه هیچکه کتل و کندر اینین

دیگر هیچ‌کس کتل و کندری ندارد

دل خاشی از اوضاع بندر اینین

هیچ‌کس از اوضاعِ بندر دلِ خوشی ندارد

شاعر
خالو مجید
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.