کتل و کندر
سرودهی خالو مجید 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دلخو وا دیریای بندر بزنیم
دلمان را به دریای بندر بزنیم
قراره شاد بشیم و گل بگیم
قرار است شاد شویم و گل بگوییم
ترانه وا صوت بلبل بگیم
ترانه با صدای بلبل بخوانیم
سر سفره مهوه سوراغ موبشت
سرِ سفره مهیاوه و «سوراغ» داشته باشیم
نون رخته وا چای داغ موبشت
نانِ «رخته» با چای داغ داشته باشیم
ولی افسوس که گذشتن اون قرار
ولی افسوس که آن قرار گذشت
به همه شکشت و یا شدا فرار
همه یا آن را کشتند یا فراریاش دادند
- شاعر
- خالو مجید
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.
نخستین نفری باشید که مینویسد