پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

آدمی پر گناهم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناصر عبداللهی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

آدمی پُر گناهُم ؛ رو اسبِ غصه سوارُم

آدمی پرگناهم؛ بر اسبِ غصه سوارم

هر راهی که ما برم مِه ؛ آخر به بُن بست اخوارُم

حالا بار دل نَن یَه کلوخ ؛ نَن صد کلوخ ؛حالا بار قلبُم یه کوهِن

دست وا دست بی یارُم ادم ؛ بِی

برای بی‌کسان جان می‌دهم، و با کارِ خودم بدنام می‌شوم من

بی کَسون کَس ابُم مه

بی بی کَسون جانُم ادم وا کار خو بد ابُم مِه

برای دردِ من نه مرهم‌اند، نه دوا؛ زخمی پردردند بر دوشم

حالا بی کَسون یارُم نهن ؛ بیگانه نه ؛ دشمنی بِی زندگی مَن

ای هم‌زبان، ای مهربان؛ بیا با هم عهدی ببندیم

بِی دردِ مِه مَرهَم نَهَن دوا نَهَن ؛ یک زخمِ پُر دردُ و دوشَن

ای هم زبُن ای مهربون ؛بدو عهدی وا هم بُوَندیم

حالا خونِ دل یک قطره نیست، صد قطره نیست؛ حالا دریایی پرخروش است

بِخاطرِ یک کار خوب بِی هم تَهِ چاه نَکَردیم

بیا یار، که دنیا قمار است؛ جوابِ همه سنگ و چوب است

حالا خون دِل ؛ یه قطرَه نَن صد قطرَه نَن حالا دیریایی پُر خُروشن

حالا خون دِل ؛ یه قطرَه نَن صد قطرَه نَن حالا دیریایی پُر خُروشن

هر راهی که می‌روم، آخر به بن‌بست می‌خورم

بدو یار که دنیا قُمارِن ؛ جواب هم سنگُ دارِن

به او کَس که عُمری جُن تَدا ؛ حالا ماری خوش خط ُ خالِن

آدمی پُر گناهُم ؛ رو اسبِ غصه سوارُم

هر راهی که ما برم مِه ؛ آخر به بُن بست اخوارُم

شاعر
ناصر عبداللهی
منبع
گپ و گویش بندرعباسی ↗، مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ناصر عبداللهی است.

یادداشت‌ها

ترانه‌سرا ذکر نشده؛ ترانه‌ای از ناصر عبداللهی (عنوان پست: «ناصر عبداللهی - آدمی پر گناهم»)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.