پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

حالا بیقراروم تو اتکه

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

عید نوروز گذشته مه خاطر خوات بودم

عیدِ نوروزِ گذشته خاطرخواهت شدم

تا چشمم که به چشمت از راه بی راه بودم

تا چشمم به چشمت افتاد، از راه به بی‌راهه رفتم

هر روز مهند سر رات مه گل یاس امهسته

هر روز سرِ راهت می‌آمدم؛ یک گلِ یاس داشتم

حرف امنهه به گفتن ولی نگاه امهسته

حرفی برای گفتن نداشتم، ولی نگاهی داشتم

حالا بیقرارم تو اتکه چشم انتظارم تو اتکه

حالا بی‌قرارم کرده‌ای، چشم‌انتظارم کرده‌ای

نفرین به قلبت بشت یار از راه بی راهم تو اتکه

نفرین به قلبت باد، یار؛ از راه بی‌راهم کرده‌ای

روزی که بیتو امدی روزه خش زندگی

روزی که تو را دیدم، روزِ خوشِ زندگی بود

روزون رفته رفته همراه با افسردگی

روزهای رفته رفتند، همراه با افسردگی

به قلب خستم امگو عاشق بودن گناهن

به قلبِ خسته‌ام گفتم: عاشق بودن گناه است

یه روز و روزگاری اریم از ای زندگی

یک روز و روزگاری از این زندگی می‌رویم

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: عارف شاکری؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.