پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

حفله جدید

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

حق وا مه هسته که مگو زمونه بیتو چرخ اده

حق با من بود که می‌گفتم زمانه بی تو می‌چرخد

زندان عشق به ی مه اتکه نا تی ملاقات

زندانِ عشق را برایم ساختی؛ به ملاقات نمی‌آیی

دشت سینم کویر خشک امید از دل مه ایکه پشت

دشتِ سینه‌ام کویرِ خشک است؛ امید به دلم پشت کرد

ای دختکه شیطون بلا بی مه بیخو اتکه مبتلا

ای دخترکِ شیطانِ بلا، مرا به خودت مبتلا کردی

علم سری علم سری علی منزی ولا شفا

علم سری علم سری علی منزی ولا شفا

از دست دلبر خیلی دل مه تنگ

از دستِ دلبر دلم خیلی تنگ است

دختر این شهر واسه من دلدار نمی شه

دخترِ این شهر برای من دلدار نمی‌شود

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: احمد نور رحیمی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.