مرسی که هستی
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
حال دل مه خوبن از وقتی تو هندی کنارم همسایه یه دل بودی ومه کنار تو بیخو مبالوم
حالِ دلم خوب است از وقتی تو کنارم آمدی؛ همسایهٔ دلم بودی و من کنار تو بیاختیار به خودم میبالیدم
ادبو سایه ی غم به جای که نبو غم خیالوم راحتن با تو دیگه هیچی امنین کم
سایهٔ غم میرود جایی که غمی نباشد؛ خیالم راحت است، با تو دیگر هیچ چیز کم ندارم
چقدر خوبن که هستی اگنارومت دو دستی تویی دلیل ای حال
چقدر خوب است که هستی، دودستی نگهت میدارم؛ تویی دلیلِ این حالِ
خوبوم مرسی که هستی چقدر خوبن که هستی اگنارومت دو دستی
خوبم، مرسی که هستی؛ چقدر خوب است که هستی، دودستی نگهت میدارم
تویی دلیل ای حال خوبوم مرسی که هستی
تویی دلیلِ این حالِ خوبم، مرسی که هستی
تسکینی به ای درد مرهمی به ای زخم خدا خودی ادون ما دونفر ناتونیم بی هم
تسکینی برای این درد، مرهمی برای این زخم؛ خدا خودش میداند ما دو نفر بی هم نمیتوانیم
حالا کنارومی دست توی دست شادیم توی این شهر
حالا کنارمی، دست در دست، در این شهر شادیم
چقدر خوبن که هستی اگنارومت دو دستی تویی دلیل ای حال خوبوم مرسی که هستی
چقدر خوب است که هستی، دودستی نگهت میدارم؛ تویی دلیلِ این حالِ خوبم، مرسی که هستی
چقدر خوبن که هستی اگنارومت دو دستی تویی دلیل ای حال خوبوم مرسی که هستی
چقدر خوب است که هستی، دودستی نگهت میدارم؛ تویی دلیلِ این حالِ خوبم، مرسی که هستی
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: محسن باغی؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛ زبان آمیختهی فارسی محاوره و بندری؛
نخستین نفری باشید که مینویسد