یاد ادکه
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی عباسپور 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یاد اِدکه که پُرپُرُ و خالین روزِگار
یاد کردی که روزگار پرپر و خالی است
یاد اِدکه بِی پاییزِخُو تویی بهار
یاد کردی که برای پاییزِ خودت تو بهاری
غصه اُونُ و دَردوُنِ هر روزُونُم
غصهها و دردهای هر روزم را
یادت رَه که یاری اِتَستِن
یادت رفت که یاری داشتی
یادت رَه دلـــــــــداری اِتَستِن
یادت رفت که دلداری داشتی
یادت رَه گُلــــخواری اِتَستِن
یادت رفت که گلخواهی داشتی
یادت رَه که دل زیرِ پاتِن
یادت رفت که دل زیرِ پای توست
ای دل زخمِه چوبِ بی صداتِن
این دل زخمِ چوبِ بیصدای توست
حیف از دل که بُو رامِ تو
حیف از دل که رامِ تو شد
حِیف از دل که بُو خامِ تو
حیف از دل که خامِ تو شد
حِیف از دل که سُوخت پایِ تو
حیف از دل که پای تو سوخت
یادت رَه بِی سیزدهِ عید تو کادُهار
یادت رفت سیزدهبهدرِ عید در کادهار
با هم بَشیم تا تهِ اوُن تا هرچه هـــــَـــست
که با هم باشیم تا تهِ آن، تا هرچه هست
غصه اُونُ و دَردوُنِ هر روزُونُم
غصهها و دردهای هر روزم را
هَنو به پاتــــُـــم ، مِه خاطِر خواتُم
هنوز پای توام، من دلدادهات هستم
یادت رَه که یاری اِتَستِن
یادت رفت که یاری داشتی
یادت رَه دلـــــــــداری اِتَستِن
یادت رفت که دلداری داشتی
یادت رَه گُلــــخواری اِتَستِن
یادت رفت که گلخواهی داشتی
حیف از دل که بُو رامِ تو
حیف از دل که رامِ تو شد
حِیف از دل که بُو خامِ تو
حیف از دل که خامِ تو شد
حِیف از دل که سُوخت پایِ تو
حیف از دل که پای تو سوخت
- شاعر
- عباسپور
- منبع
- گپ و گویش بندرعباسی ↗، مجموعهی sirgap مالک سایت
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عباسپور است.
یادداشتها
سراینده در صفحه ذکر نشده؛
نخستین نفری باشید که مینویسد