پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

غزل بندری فرزانه فرخی («پشت سر نگات مکرده»)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی فرزانه فرخی 📍 هرمزگان (نامشخص)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

پشت سر نِگات مَکردَه، تاکه بلکه بربِگردی باورُم هَنو نَبودَه، مِثِ کوه غصه سردی

پشتِ سر نگاهت می‌کردم تا شاید برگردی هنوز باورم نشده که مثلِ کوهِ غصه سردی

اَدو نُم کشتن عاشق رسم خوب و از قدیمِن اما هُندُم تا بِدونُم رسم تو هَنو همینِن

می‌دانم کشتنِ عاشق رسمی خوب و از قدیم است اما آمدم تا بدانم رسمِ تو هنوز همین است

مِه که پابند مِنَبوده، مِثِ آسمون گَرد بِی مِه فرقی شَنَکردَه، آسمون اَفتُوِه یا سرد

منی که مثلِ آسمانِ گردان پابند نمی‌شدم برایم فرقی نمی‌کرد آسمان آفتابی است یا سرد

شاعر
فرزانه فرخی
گویش
هرمزگان (نامشخص)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد فرزانه فرخی است.

یادداشت‌ها

سه بیت (هر بیت در یک سطر) از غزلی که سراسر به گویش است؛ منبع مقاله: ماهیگیر ۱۳۹۳: ۳۲۶. پانوشت‌های مقاله: «هندم» = آمدم؛ «منبوده» = نمی‌شدم. شاعر معاصر ← گزیده (۳ سطر)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.