پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

که پروند بر کمر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی احمد کمبر 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

که پروند بر کمر وا تولک و داس

آن‌گاه که پروند بر کمر، با تولک و داس

که گرما هندن و رطب زیاد بو

که گرما آمده بود و رطب فراوان شده بود

برای جمع کردنی مُشتا به پا بو

برای جمع کردنش «مشتا» برپا می‌شد

که بابا صحب زود از خُو بلند بو

که بابا صبحِ زود از خواب برمی‌خاست

که پَروِند بر کمر بر مُغ سوار بو

که پروند بر کمر، بر نخل سوار می‌شد

که پروَند بر کمر وا تولَک و داس

که پروند بر کمر، با تولک و داس

به امید خدا یا حضرت عباس

به امیدِ خدا، یا حضرت عباس

که تولَک رطبی سر پِنگ نغارین

که تولکِ رطبش از سرِ خوشه‌های نغار بود

خوراک ظهرمو برنج هوارین

ناهارمان برنجِ هواری بود

بدو بابا که مُردُم سر اَفتو

بیا بابا، که زیرِ آفتاب مُردم

مِزارِمه ببند پا کُنته اَمبو

مزارم را پای تنهٔ درختِ انبه بساز

خودت سایم بکن با طاق انجیر

خودت با شاخهٔ انجیر سایه‌ام کن

فاتحم هاده تخم کَمَنزیل

فاتحه‌ام را با تخمِ کَمَنزیل بده

هَلُو پَمپِن که مُرداسنگ زلالن

هلو رسیده و پُف کرده و مرداسنگ زلال است

زرک سُرخِن کلک سرخ نیمه حالن

زرک سرخ شده و کلک‌سرخ نیم‌رس است

شاعر
احمد کمبر
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد احمد کمبر است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.