پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

چوکُونِ محلَه سر پَسین

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی مُم قُلی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

چوکُونِ محلَه سر پَسین - خِبَر شُدا بِی مُم قُلی

بچه‌های محل سرِ عصر به مادرِ قلی خبر دادند:

چوکِت شُگِفتِن مأمورُون - بِه جُرمِ تنباک دندُونی

«مأموران پسرت را گرفته‌اند، به جرمِ تنباکوی دندانی!»

بی چارَه ، مسکین پیرِزَن - بَر سینَه وُ بَر سر زَنُون

پیرزنِ بیچاره و مسکین، بر سینه و سر زنان،

چادِر نَ سر ، رَ پاپِتی - بِه التماسِ مأمورُون

چادر به سر، پابرهنه، رفت به التماسِ مأموران

فُویدَه اینین اِی مُم قُلی - گَپِت بِه جایی نارَسِت

فایده ندارد ای مادرِ قلی، حرفت به جایی نمی‌رسد

ایجا همَه گوش شُو کَرِن - خدا بِه دادِت بِرَسِت

این‌جا همه گوششان کر است؛ خدا به دادت برسد

بودِن حالا جایِ قُلی - زندُونِ سرد وُ تنگ وُ تار

حالا جای قلی شده زندانِ سرد و تنگ و تار

طفلَک مُمی کُجا بِرِیت - چِکَک بِزَنتِن داد وُ غار

مادرِ طفلکش کجا برود؟ چقدر داد و فریاد بزند؟

دیوارِ زندُون همصدا - با میلَهُونِ مَنگ زَدَه

دیوارِ زندان، همصدا با میله‌های زنگ‌زده،

اَگِیت قُلی بیهودَه تو - تو فکرِ آزادی مَرَ

می‌گوید: قلی، بیهوده در فکرِ آزادی نباش

وَکتی همَه مردُم خُوَن - هیچ وَ سرِ عَکل هَم نِتان

وقتی همهٔ مردم در خواب‌اند، هیچ‌کس هم سرِ عقل نمی‌آید

بِگَ تو بِی مِ بُدُونُم - معنیِ آزادی کُجان

تو به من بگو تا بدانم، معنای آزادی کجاست؟

شاعر
مُم قُلی
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد مُم قُلی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.