پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

یادش بخیر

سروده‌ی خالو مجید 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یادش بخیر اون روزون قدیـــمی

یادش بخیر آن روزهای قدیمی

قصه اون ساده و خاش بـی بـــی

قصه‌های ساده و شیرینِ مادربزرگ

شنشت و برمیت به چوکون شداده

می‌نشست و به بچه‌ها آب‌نبات می‌داد

همـــه وا هم به قصه گوش شاداده

همه با هم به قصه گوش می‌دادند

هوای گرم شهرمون گرمتـــــــره

هوای گرمِ شهرمان گرم‌تر بود

رفـاقت و دوستیمو محکمتـــــــره

رفاقت و دوستی‌مان محکم‌تر بود

تمــام ملــــــــت اتحـاد شـوهستــه

همهٔ مردم اتحاد داشتند

دشمنــی وا ظلم و فساد شوهستــه

با ظلم و فساد دشمنی داشتند

کــسـی اگه شَکــَـفته دستی شاگــه

اگر کسی زمین می‌خورد، دستش را می‌گرفتند

تو شادیون وا خوشو مستـی شاکه

در شادی‌ها با هم سرمست می‌شدند

هرکاری ماکه از ما حرکت هسته

هر کاری می‌کردیم، تلاش از ما بود

روزی ما از خدا برکــت هســتــه

روزیِ ما از خدا برکت بود

مه نادونم چطو وا ســرمو هوندن

من نمی‌دانم چه بر سرمان آمده

روزون خاش حالا دگه سرهوندن

روزهای خوش حالا دیگر سر آمده

روزون دگه روزون بدبختــی ان

روزها دیگر روزهای بدبختی‌اند

چند سالی هه که سالون سختی ان

چند سالی است که سال‌ها، سال‌های سختی‌اند

شاعر
خالو مجید
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.