یادش بخیر
سرودهی خالو مجید 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یادش بخیر اون روزون قدیـــمی
یادش بخیر آن روزهای قدیمی
قصه اون ساده و خاش بـی بـــی
قصههای ساده و شیرینِ مادربزرگ
همـــه وا هم به قصه گوش شاداده
همه با هم به قصه گوش میدادند
هوای گرم شهرمون گرمتـــــــره
هوای گرمِ شهرمان گرمتر بود
رفـاقت و دوستیمو محکمتـــــــره
رفاقت و دوستیمان محکمتر بود
تمــام ملــــــــت اتحـاد شـوهستــه
همهٔ مردم اتحاد داشتند
دشمنــی وا ظلم و فساد شوهستــه
با ظلم و فساد دشمنی داشتند
کــسـی اگه شَکــَـفته دستی شاگــه
اگر کسی زمین میخورد، دستش را میگرفتند
هرکاری ماکه از ما حرکت هسته
هر کاری میکردیم، تلاش از ما بود
روزی ما از خدا برکــت هســتــه
روزیِ ما از خدا برکت بود
- شاعر
- خالو مجید
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.
نخستین نفری باشید که مینویسد