پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

اِدگو برم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی خالو مجید 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اِدگو برم که دیر ابو چون آسمون ای نین ستاره

گفتی: بروم که دیر می‌شود، چون آسمان ستاره ندارد

اُمگو بکن برَُکه نَ روُ خو تابگینن یار مِه ایشه جمال صد ستاره

گفتم: برقع به رویت بزن تا ببینند یارِ من جمالِ صد ستاره دارد

اِدگو که نابو اُمناوا پیدا بَشه بی تو رقیب بی قواره

گفتی: نمی‌شود؛ نمی‌خواهم برایت رقیبِ بی‌قواره پیدا شود

اُمگو بدو باهم بشیم فصل بهارن دشتون و صحرا لاله زارن

گفتم: بیا با هم برویم؛ فصل بهار است، دشت‌ها و صحرا لاله‌زار است

اِدگو دِگه وَرگار شُمن دَشتُن و صحرا تُوخُو نازن

گفتی: دیگر روزگار مالِ شماست؛ دشت‌ها و صحرا به خودشان می‌نازند

اُمگو اَبو روزی کِه مِه پَهلوُت بنینم یَکتا کَکِ جانانه از روی لُو نازت بچینم

گفتم: می‌شود روزی که کنارت بنشینم و یک گازِ جانانه از لبِ نازت بگیرم؟

اِدگو که لُوسم زخم ایکردن کَک گِفتن تو مه خو اَگینم

گفتی: گاز گرفتنِ تو لبم را زخم کرده؛ آن را در خواب می‌بینم

اُمگو بدو تا یَه کمی رویِت بگینم

گفتم: بیا تا کمی رویت را ببینم

اِدگو جواز دیدن مه بیی تو ای مهاجر سخت اَگینم

گفتی: جوازِ دیدنِ من برای تو را، ای مهاجر، سخت می‌بینم

شاعر
خالو مجید
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.