پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

وا خیالم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی عبدی محب 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وا خیـــــالُم کــــه تو دُنیا مِــــــه تنها دِلــپَـریــشُم

به خیالم که در دنیا فقط من دل‌پریشانم

مِم فقط که اَ خَرس چِشمُم هَمیشه تَرِن قَمیصُم

فقط منم که پیراهنم همیشه از اشکِ چشمم تر است

گَشتی اُمزه اُمدی خیلــی آدمُـــو بی خُو نَباختَن

گشتی زدم و دیدم خیلی از آدم‌ها خودشان را نباخته‌اند

اُمدی تنها شُـوو تو یادبود صَد نُفَر گُشنَه نَخوافتَن

دیدم تنها همین امشب صد نفر گرسنه می‌خوابند

اُمدی هَـــستن آدمُنی که یه چــادر شُوو شُـنینن

دیدم آدم‌هایی هستند که یک چادرشب هم ندارند

وا کــمال بــی ریــایی وا خــوشـی دُور هَــم اَنینن

با کمالِ بی‌ریایی، با خوشی دورِ هم می‌نشینند

بعضیــو خَــــونه شُنـیـنـن بَعضیو جُومَه شُو پارُه ن

بعضی‌ها خانه ندارند، لباسِ بعضی‌ها پاره است

سَقفشَــو یـه آسَمــونن چلـچــراغِــشـو ستاره ن

سقفشان یک آسمان است و چلچراغشان ستاره

شاعر
عبدی محب
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عبدی محب است.

یادداشت‌ها

با تشکر از خالو مجید؛ همین شعر بی‌نام در post-388 «حسرت» هم آمده؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.