پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

از رحمت پروردگار (کشاورزی کوخرد)

سروده‌ی ناشناس 📍 کوخردی (کوخرد، بستک)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

از رحمت پَروردگار

از رحمتِ پروردگار

این نعمت پُر افتخار

این نعمتِ پرافتخار

واجب بتون بش شکر گذار

واجب است شکرگزار باشید

هردم بگو لیل و نهار

هر دم بگو، شب و روز:

رحمت کند برما نثار

رحمت بر ما نثار کند

این مهیونه فصل بهار

این مهمانِ فصلِ بهار است

بَرون شُروُع اُشکهِ فُر فُروُ

باران شروع کرده، فِرفِر

از تِکهِ دِه تا بون کوه

از «تکهٔ ده» تا دامنهٔ کوه

تِکهِ لَمبیر و پَس رُو

«تکهٔ لمبیر» و «پس‌رو»

صحرا اَچِن گُروُه گُروُه

به صحرا می‌روند، گروه‌گروه

باز زارعین پُر خُروُش

باز کشاورزانِ پرخروش

صحرا اَچِن لنِگار بَدوش

به صحرا می‌روند، «لنگار» به دوش

دنیا چو باغ دِلگُشاء

دنیا چون باغی دلگشاست

به به که چندین با صفاء

به‌به که چقدر باصفاست

شاعر
ناشناس
گویش
کوخردی (کوخرد، بستک)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

به نقل وبلاگ از کتاب «کوخرد سرزمین شاعران» (محمد محمدیان کوخردی، دبی ۲۰۰۵). «چنانکه شاعر محلی می‌گوید»؛ سراینده در صفحه ذکر نشده. آمیخته فارسی و کوخردی؛ بخشی از آن در /post/325 (گاوآهن) هم آمده. بدون ترجمه؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.