پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

ای گپ کهور پیر شوز

سروده‌ی صالح الاستاد (ساکن امارات) 📍 کنگی (بندر لنگه)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ای گپ کهور پیر شوز

ای کهورِ بزرگِ پیرِ شوز

قصت چهن مابین شهر، بی ثمری ؟

قصه‌ات چیست میانِ شهر، بی‌ثمر؟

قومی اته ؟ خیشی اته ؟ یامثل مه رهگذری ؟

قومی داری؟ خویشی داری؟ یا مثلِ من رهگذری؟

رفتن همه , خشار بودن , کنار و لوز

همه رفتند؛ کُنار و «لوز» خشکیدند

رفتن همه , پالی بودن , سوری و گوز

همه رفتند؛ «سوری» و «گوز» «پالی» شدند

دورت نه هاو , دورت نه چاه , دورت نه دروا و نه حوض

دورت نه آب، دورت نه چاه، دورت نه «دروا» و نه حوض

ای گپ کهور پیر شوز

ای کهورِ بزرگِ پیرِ شوز

خسته ت نهن ؟ مابین شهر بی ثمری؟

خسته نیستی؟ میانِ شهر، بی‌ثمر؟

قولی اته ؟ پیغوم اته ؟ یامثل مه بی خبری

قولی داری؟ پیغامی داری؟ یا مثلِ من بی‌خبری؟

همه شکاشت , آبار شدا همبا و موز

همه کاشتند؛ انبه و موز بار دادند

اهیاد شکه , سای غلیظ کهور شوز

یادِ سایهٔ غلیظِ کهورِ شوز می‌کنند

دورت نه هاو , دورت نه چاه , دورت نه دروا و نه حوض

دورت نه آب، دورت نه چاه، دورت نه «دروا» و نه حوض

ای گپ کهورپیر شوز

ای کهورِ بزرگِ پیرِ شوز

تشنت نهن ؟ مابین شهر بی ثمری

تشنه نیستی؟ میانِ شهر، بی‌ثمر؟

یاری اته ؟ کاری اته ؟ یامثل مه دربدری

یاری داری؟ کاری داری؟ یا مثلِ من دربه‌دری؟

رفتن همه , جوری بودن پیشتر اه شو

همه رفتند؛ جورِ دیگری شدند، پیش از شب

رفتن همه درشه بودن , تیم تیم بودن گندم وجو

همه رفتند، «درشه» شدند؛ گندم و جو تیم‌تیم شدند

دورت نه هاو , دورت نه چاه , دورت نه دروا و نه حوض

دورت نه آب، دورت نه چاه، دورت نه «دروا» و نه حوض

ای گپ کهورپیر شوز

ای کهورِ بزرگِ پیرِ شوز

قصت چهن ؟ مابین شهر بی ثمری

قصه‌ات چیست؟ میانِ شهر، بی‌ثمر

یکچی که یاد امه , و اته , همی سایتن

یک چیز که یادم هست و داری، همین سایه‌ات است

سای غلیظ , سر مایتن

سایهٔ غلیظ، سرمایه‌ات است

تا کی نه گب نه سخنی

تا کی نه حرفی، نه سخنی؟

تا کی وا مه نا مرحمی؟

تا کی با من نامهربانی؟

دورت نه هاو , دورت نه چاه

دورت نه آب، دورت نه چاه

دورت نه دروا و نه حوض

دورت نه «دروا» و نه حوض

ای گپ کهورپیر شوز

ای کهورِ بزرگِ پیرِ شوز

آخر کهور گپ، بگپ هند واهدنست که قدر اشه

آخر کهورِ بزرگ به حرف آمد؛ می‌دانست که قدر دارد

مهگف کسی محتاج کس نا بود کسی که ریشه شه

می‌گفت: کسی محتاجِ کسی نمی‌شود، کسی که ریشه دارد

هرکه بشت

هر که باشد

هر چی بشت

هر چه باشد

أگه وا ددستی تیشه شه

اگر کسی هم تیشه به دست داشته باشد

حاجت شنی بهاو جا وهاو حوض

نیازی به آب و جای آب و حوض ندارد

اکه ریشه شه مس کهور پیر شوز

اگر ریشه داشته باشد، مثلِ کهورِ پیرِ شوز

ای گپ کهور پیر شوز

ای کهورِ بزرگِ پیرِ شوز

شاعر
صالح الاستاد (ساکن امارات)
گویش
کنگی (بندر لنگه)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح الاستاد (ساکن امارات) است.

یادداشت‌ها

برگرفته از وبلاگ «دخت کنگ»؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.