پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

با تموم بی پناهیم

سروده‌ی رضا عباسپور 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

با تموم بی پناهیم به تو مه پناه اتارم

با همهٔ بی‌پناهی‌ام، به تو پناه می‌آورم

با تموم نا امیدیم به تو مه امیدوارم

با همهٔ ناامیدی‌ام، به تو امیدوارم

به تو که از همه بهتر ای رفیک جن نثارم

به تو که از همه بهتری، ای رفیقِ جان‌نثارم

وختی که غمگین و تنهام ای تویی تو کس و کارم

وقتی که غمگین و تنهایم، این تویی که کس و کارِ منی

فصل تلخ سرد رفتن دگه از یادم ارفتن

فصلِ تلخ و سردِ رفتن دیگر از یادم می‌رود

هر چه زشتن تو ای دنیا دگه از چشمم اکفتن

هر چه زشت است در این دنیا، دیگر از چشمم می‌افتد

با تموم بی پناهیم...

با همهٔ بی‌پناهی‌ام...

شاعر
رضا عباسپور
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد رضا عباسپور است.

یادداشت‌ها

امضا: «عباسپور»، 88/9/10؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.