پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
خانواده اسم 📍 گویش بندرعباسی📍 گویش خمیری📍 گویش بشاگردی

موم

/müm/
تأییدشده · ۵ منبع

املاهای دیگر مو (مادر)موت

معنی فارسی

  1. مادر۱۲۳۴۵

مثال‌ها

  1. موم من۵
  2. موم خوب۵

توضیحات تکمیلی

منبع صورت‌ها را با خط تیره جدا کرده و گونهٔ (مارزی‌گال/ملکی‌گال) هر یک را صریح نگفته؛ هم‌نویسه با «مو» (من)

سرواژهٔ فارسی را ما از آوانگاری نوشته‌ایم

مادر.

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۵

  1. ۱ کلمات بندری از یاد رفته وبلاگ · اعتبار کم
  2. ۲ BANDARI — Encyclopaedia Iranica دانشنامه · اعتبار بالا
  3. ۳ زبان بشاگردی - ویکی‌پدیا دانشنامه · اعتبار متوسط
  4. ۴ مقایسهٔ ویژگی‌های آوایی و صرفی گویش بستکی و گویش بندرخمیر (محمدصالح ارزنکار، پژوهشنامهٔ فرهنگی هرمزگان، ش ۱۴، ۱۳۹۶) مقاله · اعتبار بالا
  5. ۵ فهرست واژه‌های sirgap2 (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۲) سایر · اعتبار متوسط

تأییدشده · ۵ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.