پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

بسن فکرو بسن غصه بسن غم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بسن فکرو بسن غصه بسن غم دل مه از عاشقی اشوشتن یکدم

بس است فکر، بس است غصه، بس است غم؛ دلِ من یک‌دفعه دست از عاشقی شسته

قسم امخه از ای تاریخ به بالادل خو دگه راه به هیچ کس نادم

قسم خوردم که از این تاریخ به بعد دیگر به هیچ‌کس راهِ دلم را ندهم

بسن فکرو بسن غصه بسن غم دل مه از عاشقی اشوشتن یکدم

بس است فکر، بس است غصه، بس است غم؛ دلِ من یک‌دفعه دست از عاشقی شسته

قسم امخه از ای تاریخ به بالادل خو دگه راه به هیچ کس نادم

قسم خوردم که از این تاریخ به بعد دیگر به هیچ‌کس راهِ دلم را ندهم

بسن خاری بسن زاری عشق بسن مه بی خو ناکنم زشت

بس است خواری، بس است زاریِ عشق، بس است؛ من خودم را خوار نمی‌کنم

دیگه بیشته دلم غم ناشویتن

دیگر دلم بیشتر از این غم نمی‌خواهد

بسن فکرو بسن غصه بسن غم دل مه از عاشقی اشوشتن یکدم

بس است فکر، بس است غصه، بس است غم؛ دلِ من یک‌دفعه دست از عاشقی شسته

قسم امخه از ای تاریخ به بالادل خو دگه راه به هیچ کس نادم

قسم خوردم که از این تاریخ به بعد دیگر به هیچ‌کس راهِ دلم را ندهم

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: محمد عیسی قادری؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.