پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

بومی‌سرودهٔ رامی: «نه اسفالته نه بلواره نه کولر («یادگار»)»

سروده‌ی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

نه اِسفالتَه، نَه بلواره نه کولر

نه آسفالت بود، نه بلوار، نه کولر

چه وا روزی در هُنِدن شهرِ بندر

چه روزگاری بود در شهرِ بندر!

سهیلی، سنگُن از رو تک شواکِ

بادِ سهیلی سنگ‌ها را از روی حصیر (تک) می‌پراند

یه رو هَو هَه، دو رو نی، یادِ کندر

یک روز آب بود، دو روز نبود؛ یادِ «کندر»...

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

آوانویسی مقاله: Na esfaalta, na bolvaara, na kooler / Che vaa roozee dar honden shahr e bander / Soheylee sangon az roo tak shavaage / Ya roo hou ha do roo nee yad e kander. بخش پایانی سرودهٔ «یادگار» (ص ۱۱۷) که مقاله ۸ سطر آن را نقل کرده؛ فقط ۴ سطر اول. ابراهیم منصفی (رامی)، ترانه‌سرای بندرعباسی، ۱۳۲۴-۱۳۷۶ش (به گفتهٔ مقاله) → شاعر نام‌دار معاصر، حق نشر برقرار؛ فقط پاره‌ای که مقاله نقل کرده و حداکثر ۴ سطر ثبت شد. مقاله فقط آوانویسی لاتین دارد، ترجمهٔ فارسی ندارد. شمارهٔ صفحه‌ای که مقاله در پرانتز آورده به مجموعهٔ ترانه‌های رامی برمی‌گردد (عنوان کامل کتاب در فهرست منابع مقاله بررسی شود). [ص 30 مجله]؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.