پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری فولکلور هرمزگان سایر سطح: دشوار

بچه‌های بندر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

فولکلور هرمزگان

خاطرات دردناک و خنده‌دار از روزهای مدرسه

این اثر هنوز ترجمه‌ی فارسی ندارد. واژه‌هایی که در واژه‌نامه هستند خط‌دارند؛ روی‌شان بزنید تا معنی را ببینید. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وا دو هوندم تو مدرسه، هیچکه تو حیاط نهسته. مثکه خیلی وقت پیش زنگ ایخارده و چوکون همه سر کلاس هسترن. همش دور و بر خو نگاه مکه یه وقت آقای ادیبی، به مه نگینت..... یدفه صداش مشنفت و سر جام خشکم ایزه:

"وایسا مورچه خوار ...."

مورچه خوار از اسمونی هسته که ادیبی، ناظم مدرسه مون رو چوکون مدرسه شنهاده. هنوزا شمندیده ولی از ترس قبض روح بودرم. تا هوندم پشت سر خو نگاه بکنم، گوشم ایگناشت و ایگو:

"خیلی زود اومدی، یه چرت دیگه هم می زدی بعد میومدی. برو دم دفتر وایسا تا تکلیفت رو روشن کنم."

دم دفتر بد ترین جای مدرسه هسته...

پدیدآورنده
فولکلور هرمزگان

این اثر از ادبیات شفاهی و سینه‌به‌سینه‌ی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.