پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

توی ساحل

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی مجتبی بستان پیرا 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

توی ساحِل پاپتی دو ناکُنِن از بَس غَمِن

توی ساحل، پابرهنه‌ها از بس غمگین‌اند نمی‌دوند

نادونی مِه اَدونُم ای آدَمون مِثلِ هَمِن

تو نمی‌دانی، من می‌دانم؛ این آدم‌ها مثل هم‌اند

مَرگ اَتات اما نِتان از خونه دَر

مرگ می‌آید، اما از خانه بیرون نمی‌آیند

پا بَشِن شاید ببینن عُمر ِما خیلی کَمِن

بلند شوند، شاید ببینند عمرِ ما خیلی کم است

شاعر
مجتبی بستان پیرا
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد مجتبی بستان پیرا است.

یادداشت‌ها

با تشکر از کرم مرید؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.