پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

اچم صحراو بگردام (دوبیتی‌های معروف)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی معروف کوخردی (محمد رفیع روزه‌دار) 📍 کوخرد (بستک)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اَچُم صحراو بِگَردام که بهارِن در و دشت و بیابون لاله زارِن

بروم به صحرا بگردم که بهار است؛ در و دشت و بیابان لاله‌زار است

دل معروف اتبرد ای پریرو گلِ رویِ تو ای گل،گلعذارِن

دلِ معروف را بردی، ای پری‌رو؛ گلِ رویِ تو، ای گل، گلعذار است

صدای کَر کَر کَوگ از سَرِ کوه که معروف شاد و خرم در بَرِ او

صدای قرقرِ کبک از سرِ کوه، که معروف شاد و خرم در کنارِ اوست

گُلِسون هم خَشِن دلمون اَکُند شاد بهار و دشت کوخرد ناچیت از یاد

گلسون هم خوش است و دلمان را شاد می‌کند؛ بهار و دشتِ کوخرد از یاد نمی‌رود

رُزِ خرمن خَشِن چُنگالِ خُرما بِهِن از پشمک رشتی و حلوا

روزِ خرمن خوش است؛ چنگالِ خرما بهتر از پشمکِ رشتی و حلواست

فَلَزِنگبا مَمَخ یا مَویا روغن بخو سیری بگو الحمدلله

فلزنگ با «ممخ» یا با روغن؛ بخور، سیر شو، بگو الحمدلله

شاعر
معروف کوخردی (محمد رفیع روزه‌دار)
گویش
کوخرد (بستک)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد معروف کوخردی (محمد رفیع روزه‌دار) است.

یادداشت‌ها

درگذشت ۱۳۸۲؛ کتاب «اشعار معروف کوخردی» (حبیبی و حسنی، همسایه ۱۳۸۵). پانویس: گلسون=دشتی در هرنگ، چنگال خرما=خوراک خرما و آرد، بهن=بهتر است، فلزنگ=نان محلی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.