پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

تو بشنو

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی چوک سیم بالا 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تو بشنو ،ائی حدیث

تو بشنو این حدیث را

توبشنو ی ک حد یثی از ولایت --- ک توش هستن هزار تا کصه وحکایت .

تو بشنو یک حدیث از ولایت --- که در آن هزار قصه و حکایت است.

حکایت های فراوون از م وتو

حکایت‌های فراوان از من و تو

یتا، به زندون ، یتا ، بی خو ، توسرخون

یکی در زندان، یکی بی‌خود، در سرخون

یتا ،از بهردل خو ، ش نالی ، یتا ،ازبهر نون وهو ، ش دووی

یکی برای دلش می‌نالید، یکی برای نان و آب می‌دوید

یتا ، تیشه ش زه به ریشه خو ، یتا، انبار

یکی تیشه به ریشهٔ خودش زد، یکی انبار

ش که اندیشه ی خو

کرد اندیشه‌اش را

یتا ؛ انبار ش که تو بانک مالی ، یتا، آهی نه بی درد خالی

یکی در بانک مال انبار کرد، یکی آهی دارد که از درد خالی نیست

یتا ، هرشووروز پای منبر، یتا دوو ش کند ، بی یک لکمه نون، از صب تاپسین

یکی هر شب و روز پای منبر، یکی برای یک لقمه نان از صبح تا عصر دوید

شاعر
چوک سیم بالا
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد چوک سیم بالا است.

یادداشت‌ها

متن آهنگین به امضای «چوک سیم بالا»؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.