پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

سوار نعشی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی مهدی دیناری 📍 قشم

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

سوار نعشیم دلوار ارفتم

سوار بر نعشی‌ام، به دلوار می‌روم

بروی کشمم و سیال ارفتم

بر روی قشمِ خود روان می‌روم

به یاد مردمون کشمم اکفتم

به یادِ مردمانِ قشمم می‌افتم

بیاد بی بی و عزی نکفتم

به یادِ بی‌بی و عزی افتاده‌ام

نوای منصور کشمی ارفتن

نوای منصورِ قشمی می‌رود

نوای مردمون شیری که رفتن

نوای مردمانِ شیردلی که رفتند

مه کندوره و برکه زار ادیدم

من کندوره و برقعِ «زار» را می‌بینم

مه ایشون ترک یک دیوار ادیدم

من آنها را کنارِ یک دیوار می‌بینم

سوار نعشیم با ناز ارفتم

سوار بر نعشی‌ام، با ناز می‌روم

مه بازار درگهان وا یار ارفتم

من به بازار درگهان با یار می‌روم

سوار نعشیم یارم فغونن

سوار بر نعشی‌ام، یارم در فغان است

به مثل دردون دیریا نهونن

مثلِ دُردانه‌ها در دریا نهان است

سوار نعشیم حرا ارفتم

سوار بر نعشی‌ام، به حرا می‌روم

به دیدار حواصیل و اگرت وا سار ارفتم

به دیدارِ حواصیل و اگرت، با احتیاط می‌روم

سوار نعشیم رمکون ارفتم

سوار بر نعشی‌ام، به رمکان می‌روم

بروی برکه و لارک ارفتم

بر روی برکه و لارک می‌روم

ای آینه دیریائی زلالن

این آینهٔ دریایی زلال است

ای آذینه روی هر نهالن

این زینتِ روی هر نهال است

سوار نعشیم تنگه ارفتم

سوار بر نعشی‌ام، به تنگه می‌روم

به توی پیچ و خم چاهکوه ارفتم

به پیچ و خمِ چاهکوه می‌روم

پی آسایش روحم ارفتم

در پیِ آسایشِ روحم می‌روم

پی آرایش رودم ارفتم

در پیِ آراستنِ فرزندم می‌روم

سوار نعشیم بی لافت ارفتم

سوار بر نعشی‌ام، به لافت می‌روم

تو بادگیرون وا زر چاهون ارفتم

میانِ بادگیرها، به سوی چاه‌ها می‌روم

شاعر
مهدی دیناری
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
قشم
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد مهدی دیناری است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.