پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

تو لردکی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ابراهیم منصفی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

کله سحر تو لردکی "" وا جمن زًچ " پچ پچی

سحرگاه در صحرا، با «جمن» و «زچ» پچ‌پچ‌کنان

کله سحر وا کهرون ""گازی ماکه تو مهرگون

سحرگاه با بزغاله‌ها در مهرگان بازی می‌کردیم

کله سحر وا گوستری "" شیری ماگه به مسکًی

سحرگاه با «گوستری» شیر می‌ریختیم توی مشک

کله سحر دار جم مکه "" زیر گفاره پهن مکه

سحرگاه چوب جمع می‌کردم، زیرِ «گفاره» پهن می‌کردم

تنو بی بی مه بوند مکه "" هارد تنو مه تر مکه

تنورِ مادربزرگم را روشن می‌کردم، آرد را برای تنور خیس می‌کردم

کله سحر نون بن نهنه "" دلمو هیچ جا بند نهه

سحرگاه نانِ تنور هنوز آماده نبود، دلمان هیچ‌جا بند نبود

کله سحر هسیر مبافت "" لهه تکی خودم مساخت!

سحرگاه حصیر می‌بافتم، کپرِ کوچکی برای خودم می‌ساختم!

گفارون روشون پرً "" هوشون موغون کپک ترً

رویِ گفاره‌ها پر بود، خوشه‌های نخل‌ها «کپک»‌تر

کله سحر مشکم پرً "" مسکه زیاد ماستم کمه

سحرگاه مشکم پر است؛ کره زیاد است و ماستم کم

شاعر
ابراهیم منصفی
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.