پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

جدایی

سروده‌ی hoseyn 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

با مه دوباره به اون گذشته اون خو قدم بزن

دوباره با من در آن گذشته، در آن خواب، قدم بزن

ایی غیضی که تو ادگفتن از مه خواهش بهم بزن

این قهری را که از من کرده‌ای، خواهش می‌کنم به هم بزن

بدو پَشتا باهمون جهله که إدنهاده روی سر

برگرد، با همان جهله (کوزه) که روی سر می‌گذاشتی

از نوو دوباره اون خاطراتمون رقم بزن

از نو دوباره آن خاطراتمان را رقم بزن

هر روز ارم تنها پای همو برکه ی قدیمی مون

هر روز تنها کنارِ همان برکهٔ قدیمی‌مان می‌روم

که شاید بییِی دوباره با همون جلویل خوصی خو

که شاید دوباره با همان جلبیلِ خوصی‌ات بیایی

افسوس که ناتِی ومه بودم خوش خیال تو

افسوس که نمی‌آیی و من خوش‌خیالِ تو بودم

تموم جوانی خو از دست امدا برای تو

همهٔ جوانی‌ام را برای تو از دست دادم

سالها گذشت از اون زمون که باهم هستریم

سال‌ها گذشت از آن زمان که با هم بودیم

یک لحظه مون بد نهه هر روز شاد هستریم

یک لحظه‌مان بد نبود، هر روز شاد بودیم

مه سرخوشوم به صبرخو وآرزوی تو

من سرخوشم به صبرم و به آرزوی تو

که شاید روزی بییی بکنم جون خو فدای تو

که شاید روزی بیایی و جانم را فدایت کنم

تاب فراق از ایی حسین خسته نخواه

تابِ فراق را از این حسینِ خسته نخواه

تو یادگار جوانیه مه ی ازمه جدایی نخواه

تو یادگارِ جوانیِ منی، از من جدایی نخواه

چه بود به روزگار ای خدای مه چه بود

چه شد در روزگار، ای خدای من، چه شد

به هرکس که دل ابندم ازمه جدا ابو

که به هر کس دل می‌بندم از من جدا می‌شود

شاعر
hoseyn
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد hoseyn است.

یادداشت‌ها

امضا «شعر hoseyn»؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.