جدایی
سرودهی hoseyn 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ایی غیضی که تو ادگفتن از مه خواهش بهم بزن
این قهری را که از من کردهای، خواهش میکنم به هم بزن
از نوو دوباره اون خاطراتمون رقم بزن
از نو دوباره آن خاطراتمان را رقم بزن
افسوس که ناتِی ومه بودم خوش خیال تو
افسوس که نمیآیی و من خوشخیالِ تو بودم
سالها گذشت از اون زمون که باهم هستریم
سالها گذشت از آن زمان که با هم بودیم
یک لحظه مون بد نهه هر روز شاد هستریم
یک لحظهمان بد نبود، هر روز شاد بودیم
مه سرخوشوم به صبرخو وآرزوی تو
من سرخوشم به صبرم و به آرزوی تو
تاب فراق از ایی حسین خسته نخواه
تابِ فراق را از این حسینِ خسته نخواه
چه بود به روزگار ای خدای مه چه بود
چه شد در روزگار، ای خدای من، چه شد
- شاعر
- hoseyn
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد hoseyn است.
یادداشتها
امضا «شعر hoseyn»؛
نخستین نفری باشید که مینویسد