پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

جوانی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

این اثر هنوز ترجمه‌ی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمه‌ی ماشینی واژه‌به‌واژه از واژه‌نامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بر باد رفت در غم و حسرت جوانی ام

بر باد رفت در غم و حسرت جوانی ام

بی آرزو چه سود دگر زندگانی ام

بی آرزو چه سود تعمیرگاه کشتی و لنج زندگانی ام

موی سپید بر سر من تاخت ای دریغ

موی سپید بر سر من بخواب ای دریغ

پیچید روزگار کفن بر جوانی ام

پیچید روزگار کفن بر جوانی ام

گاهی به سوی مسجد و گاهی به میکده

گاهی به سوی مسجد و گاهی به میکده

ای عشق در به در به کجا می کشانی ام

ای عشق در به در به کجا می کشانی ام

در خاک پای دوست فکندم سر از غرور

در خاک پای دوست فکندم سر از غرور

این است با فلک سبب سرگرانی ام

این است با فرق سبب سرگرانی ام

مانند لاله سر به بیابان نهد ز سوز

مانند لاله سر به بیابان نهد ز سبز

هر کس که بشنود غم سوز نهانی ام

هر کس که بشنود غم سبز نهانی ام

بر باد رفت در غم و حسرت جوانیم

بر باد رفت در غم و حسرت جوانیم

شاعر
ناشناس

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: حمید رضا ذاکری؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.