پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

دل مه

سروده‌ی رضا عباسپور 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

دل مِه یکپارچه خُونن

دلِ من یکپارچه خون است

دل مه دَشتِ جُنونن

دلِ من دشتِ جنون است

شو و روز دائم نخنده ن

شب و روز مدام دارد می‌خندد

به گمونم که گنوغن

به گمانم دیوانه است

دل مه میل تو ایشه

دلِ من میلِ تو را دارد

دل تو سنگن و تیشه

دلِ تو سنگ است و تیشه

تو با ای تیشهء قلبت

تو با این تیشهٔ قلبت

وا تبر مَکن تو ریشه

با تبر ریشه‌ام را نکن

دست مه یه گل یاسن

دستِ من یک گلِ یاس است

ولی تو دست تو داسن

ولی در دستِ تو داس است

دل مه یه گل پرپر

دلِ من یک گلِ پرپر

دل تو از جنس خاصن

دلِ تو از جنسی خاص است

دل مه یکپارچه خونن

دلِ من یکپارچه خون است

شاعر
رضا عباسپور
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد رضا عباسپور است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.