قفس
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی علی فقیهی 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
اُن رو کُتوک کونوکَه و /مِ هم غرورَه تو سرُم
آن روز قفس کوچک بود و / من هم غرور در سر داشتم
ای آسَمُونِن رو به روم/ حیفِن که حسرت ببرُم
این آسمان است روبهرویم / حیف است که حسرت بخورم
وکتی پِریدُم ، اُمدُنِست / که اَ پِریدِن کمتِرُم
وقتی پریدم، فهمیدم / که از پریدن کمترم
برگشتِنی تو کار نَهَ / اَجَل لَگیدَه وا گَرُم
برگشتنی در کار نبود / اجل به من چسبیده بود
- شاعر
- علی فقیهی
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد علی فقیهی است.
نخستین نفری باشید که مینویسد